لطفا به صورت خصوصی نظر بدهید
سبک های یاد گیری: بهره خواهند برد. پژمان آندرلاین توپ اند باحال: سلام. اى دلرباى زیباى شیرین کار، خوبید؟ پژمان: مرسى + هفتاد. سین، جیم، جیم پلیز. [سین، جیم، جیم: همان A/S/L به زبان غربتى است؛ یعنى: سن؟ جنسیت؟ جا و مکان زندگى] پژمان: من بیست و چهار، پ، بوغ. خوشبختم! [یعنى خوشوقتم.] پژمان: بله ولى من براى ادامهی تحصیل دارم ویزا مىگیرم که بروم در جابلقا چون که هم در آنجا آزادى مىباشد و هم سى دى با کیفیت آینه آنجا هست و من همه کس و کارم (یعنى دخترخاله پسر عمه دایى مامانم) در آنجا زندگى مىکنند. پژمان: قد 185، وزن80، موخرمایى روشن و بلند، پوست سفید، چشم آبى. پژمان: واى خداى من... راست مى گویى؟ پژمان: نه... اتفاقاً بىنظیرى. راستش نمىدانم چطور شد که همین الان، یک دفعه به من احساس ازدواج دست داد. آه اى دلرباى من، چشمان تو حرمت زمین است و یک قشنگ نازنین است... پژمان: اى نازنین، بدجورى من خاطرخواه توام آیا حالیت مىباشد؟ تکه تکه کردى دل من را، بیا بیا بیا که خیلى مىخواهمت. پژمان: اوه ماى گاد... اصلاً اى دلرباى نازنین من، بیا تا برویم از این ولایت غربت من و تو. تو دست مرا [البته بعد از جارى شدن صیغه عقد. یادآورى از بنده نگارنده] بگیر و من دامن تو را [البته بعد از جلب رضایت زوجه و خانواده او و همچنین طى مراحل قانونى. ایضاً یادآورى اخلاقى از بنده نگارنده] بگیرم. کاش هم اکنون در کنارم بودى تا... اصلاً ولش کن، الان هر چه بگوییم این یارو �بنده نگارنده� مىخواهد وسطش پیام اخلاقى بدهد. بیا شماره تلفن مرا بنویس و تماس بگیر تا بدون مزاحم حرفهاىمان را بزنیم... ما از این افسانه نتیجه مىگیریم که اگر جوانان را نصیحت کنیم، رازشان را به ما نمىگویند! پیش از انقلاب به دنبال مسافرت شهردار وقت تهران به سئول در سال ۱۳۵۴ درجهت همكاري بين دو كشور سنگ بناي دو خيابان بزرگ در پايتخت دو كشور گذاشته شد.خیابانی در تهران با نام سئول و خیابانی در سئول با نام تهران در این قرار داد شهردار سئول آروز می کند این تفاهم باعث گردد تا سئول نیز به مانند تهران شهر پیشرفته ای گردد و این درست در زمانی بوده است که وضعیت اقتصادی مردم کره نابسامان بوده است.نکته جالب آن است که خيابان تهران تنها اسم خارجي در میان خیابان های سئول است كراك (Crack) ماده ایست محرك كه از تصفیه كوكائین به دست میاد و به اشكال مختلف مصرف میشود اما کراکی که در ایران وجود دارد از مشتقات هروئین است! البته در صورتی که بصورت علمی تولید شود! كراك مادهای بیبوست، و مصرف آن خیلی راحت تر از تریاك و یا هروئین است. ا ثرات مخرب مصرف كراك : اثرات كوتاه مدت مصرف کراک : اثرات دراز مدت مصرف کراک : تاثیر مصرف كراك روی فرد : نشانه های فرد معتاد به کراک : عوارض اجتماعی مصرف کراک : چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!! واقعا خوشحالم که چند روزیه که مردم فهیم ما دست از همراهی آشوبگران برداشته و رو به قانون مداری و حفظ امنیت آورده اند. پرچم ایران، از دوره ناصرالدین شاه قاجار سه رنگ و دارای رنگهای سبز، سفید، و قرمز میباشد. نشان فعلی موجود در پرچم نشان جمهوری اسلامی نام دارد که شرح و تفسیر رسمی آن در اصل ۱۸ قانون اساسی آمدهاست. اما بطور خلاصه این نشان بیانگر لغت عربی «الله» و شعار اسلامی «لا اله الا الله» به زبان عربی، است که روی رنگ سفید پرچم قرار گرفتهاست. همچنین ۲۲ «اللهاکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز نوشته شدهاست.
ترکيب : (الاعراب ) نقش کلي کلمه را در جمله مشخص مي کند . در ترکيب موارد زير بايد بررسي شود . 1- اعراب 2- نوع جمله 3- نقش در ترکيب فعل اگر مضارع باشد اعراب آن ذکر مي شود اگر مجهول باشد ذکر مي گردد واگر فعل، فاعل يا نائب فاعل ويا .... آن ضمير مستتر باشد ، اشاره مي شود امّا در ترکيب اسم اعراب ونقش آن ذکر مي گردد در ترکيب اسم اگر مرفوع (_ُ /_ٌ / ا در ان مثني/ و در ون جمع مذکرسالم/ و در اسما خمسه /) باشد يکي از نقشهاي زير را دارد(مرفوعات) 1- فاعل 2- نائب فاعل 3- مبتدا 4- خبر 5- اسم فعل ناقصه 6- اسم فعل مقاربه 7- خبر حرف مشبهه 8- خبر لا نفي جنس 9- مر فوعات وابسته (صفت ،بدل ،عطف بيان ، معطوف ) در ترکيب اسم اگر منصوب(-َ/-ً/ ي در ين مثني ِ/ ي در ينَ جمع مذکر سالم/ ا در اسماء خمسه/ کسره بجاي فتحه در اتِ جمع مونث سالم ) باشد يکي از نقشهاي زيررا دارد ( منصوبات) 1- اسم حرف حرف مشبهه 2- اسم لاي نفي جنس 3- خبرافعال ناقصه 4- خبر افعال مقاربه 5- مفعول به 6- مفعول مطلق 7- مفعول فيه 8- مفعول له 9- حال 10 – تميز 11- منادا 12- مستثني 13- منصوبات وابسته (صفت و....) در ترکيب اسم اگر مجرور( کسره و تنوين کسره / ي در ين مثني / ي در ينَ جمع مذکر سالم/ي در اسماء خمسه/فتحه بجاي کسره در غير منصرف) باشد يکي از نقشهاي زير را دارد را مي پذيرد (مجرورات ) 1- مجرور به حرف جر 2- مضاف اليه 3- مجرورات وابسته (صفت و...) (تجز يه يا التحليل الصر في) 1 1- نوع فعل( ما ضي- مضار ع – امر ) 2- صيغه فعل ( غائب – مخاطب – متکلم )3- ثلاثي يارباعي ( مجرد يا مزيد ) 4- معرب يا مبني 5 – معلوم يا مجهول6 – صحيح يا معتل و نوع آن 7 –لازم يا متعدي مواردتجزيه اسم 1- اسم 2- عدد(مفرد ومثني وجمع) 3- جنس(مذکر ومؤنث) 4-جامد ومشتق ونوع آن 5- معرب ومبني ونوع بناء 6- معرفه ونکره ونوع معرفه7- منصرف وغير منصرف موارد تجزيه حرف 1- نوع حرف 2- نوع بناء 3- عامل يا غير عامل دوستانی که به درد می خورند به سه دسته تقسیم می شوند. 1- اولین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید در صدد کمک عملی بر می آید و سعی می کند تا جاییکه می تواند مشکل و گرفتاری شما را برطرف نماید. 2- دومین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید سعی می کند با پند و اندرز و کلمات شما را تسلی دهد و غم شما را با حرفهایش برطرف نماید. 3- سومین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید از اینکه شما دچار مشکل شدید ناراحت می شود و اظهار غم و ناراحتی می کند. و این آخرین رتبه دوستان است 4- چهارمین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید خوشحال می شود و سخت به شما می خندد و اظهار خوشحالی می کند. 5- ..... به جز سه دوست اول بقیه دوستان وجود و عدم وجودشان برابر است به عبارتی دیگر نداشتن دوستانی مثل رتبه چهارم به بعد بهتر است از داشتنشان. شاعر عرب در مورد این سه دسته دوست چنین می گوید: لابد من شکوی الی ذی مروءۀ یواسیک او یسلیک او یتوجع لازم است انسان شکوه بکند به نزد صاحب موروتی که یا با شما همدردی کند یا تسلیت خاطر بدهد یا غمگین و ناراحت شود. گزارش غلطی که پیامبر خدا را به اشتباه انداخت پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم کسی را (از قوم بنی امیه) به عنوان نماینده خویش به طرف یک قومی جهت تحویل گرفتن زکات آنان اعزام داشتند . مردم آندیار وقتی شنیدند نماینده پیامبر می آید عده ای از آنان جهت استقبال جمع شدند این شخص وقتی وارد منطقه شد و چشمش به تجمع مردم افتاد فکر کرد شاید آنان برای کشتن وی جمع شدند لذا ترسید و سریع برگشت. پیامبر خدا از علت مراجعت وی سوال کرد او گفت: آنان نزدیک بود مرا بکشند. پیامبر خدا وقتی این خبر را شنید دستور بسیج نیرو جهت حمله به آن قوم را صادر فرمودند. افراد آن قوم وقتی دیدند نماینده پیامبر نیامد چند نفری را به مدینه اعزام نمودند . وقتی آنان آمدند از رسول خدا سوال کردند چرا نماینده شما نیامد؟ پیامبر فرمود چرا شما می خواستید او را بکشید؟ آنان قسم خوردند که اصلا آن نماینده را ندیده اند و هرگز چنین قصدی نداشته اند. اینجا بود که پیامبر خدا متوجه شد گزارش غیر واقعی دریافت داشته اند. از جانب خداوند آیاتی در تایید اظهارات آن قوم و تکذیب گزارش آن بنده خدا بر پیامبرش نازل شد . یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا نادمین ای کسانی که شما ایمان آورده اید اگر فاسقی خبری برای شما آورد در مورد آن تحقیق و بررسی کند مبادا به قومی بیجهت ضربه بزنید و سپس از کرده پشیمان شوید. خبرنگار : با سلام خدمت شما خوانندگان محترم ، ما امروز به یکی از زندان های شهر آمدیم تا مصاحبه ای را داشته باشیم با چند تن از زندانیان در خصوص علت روی آوردن آنها به بزه و بزهکاری و الان در خدمت یکی از این زندانیان هستیم که چهره ایشان خیلی برای من آشناست ولی هرچه فکر می کنم به خاطر نمی آورم که او را قبلا کجا دیده ام ! خب ، زندانی عزیز ، چه عاملی سبب شد که شما زندانی بشوید ؟! زندانی : دوست ناباب ! خبرنگار : نه دیگه ، این دوست ناباب خیلی تکراری شده ، تابلوست ، از مد افتاده ، یه چیز جدید بگو ! خبرنگار : جل الخالق ! بلوتوث ؟! مگر بلوتوث هم عامل بزهکاری افراد می شود ؟! امکانش هست که در اینباره برای ما و خوانندگان محترم بیشتر توضیح بدهید ؟! زندانی : بله که میشه ، چرا نشه ؟! ولا منم یه روزی واسه خودم کسی بودم ، جوون بودم ، پاک و سالم بودم ، منزلت اجتماعی داشتم ، یکی از محبوب ترین بازیگرای سینما بودم ! خبرنگار : بازیگر ؟! ای بابا ، نکند شما آقای .... هستید ؟! می گویم چقدر چهره شما برایم آشناست ! اینجا فیلمبرداریه ؟! یک امضا به من می دهید ؟! زندانی : جو گیر نشو بابا ، داشتم حرف می زدم ها ! گفتم بازیگر بودم ولی الان دیگه نیستم ؟! همین بلوتوثی که گفتم من رو به خاک سیاه نشوند ! قضیه از اینجا شروع شد که من یک شب که تو خونه مشغول چرت زدن و تماشای یکی از فیلمای خودم بودم ، یکهو با فریاد عیالم مبنی بر اینکه بدو آشغال ها رو ببر دم در که آشغالی داره میره ، عین فنر از جا پریدم و از ترس اینکه اگه آشغال ها رو به ماشین شهرداری نرسونم ، مورد ضرب و شتم از ناحیه عیالم قرار می گیرم ، دیگه دقت نکردم که چه جوری و با چه وضعی دارم می رم تو کوچه ! اون شب تا ته کوچه دنبال ماشین شهرداری دویدم و موقع دویدن متوجه شدم که یکی از همسایه ها داره با تلفن همراهش از من فیلم می گیره ولی توجه چندانی بهش نکردم ، چون این کار مردم برام عادی شده بود ، ولی چند روز بعد که داشتم به سر صحنه فیلمبرداری می رفتم ، متوجه شدم که طرز نگاه های مردم به من تغییر کرده و توی راه هر کسی من رو میبینه نیشش تا بنا گوشش باز می شه و کرکر و هرهری راه می اندازه ! خلاصه به محل کارم که رسیدم توسط یکی از همکارانم تازه شصتم خبردار شد که چه بلایی سرم اومده ! فیلم من در حالیکه با پیژامه و زیرپوش مشغول دویدن به دنبال ماشین حمل زباله بودم توسط همین بلوتوث همه جا پخش شده بود ! من که با دیدن این فیلم اونقدر به خشم اومده بودم که رنگ صورتم به رنگ رب گوجه فرنگی صادراتی شده بود و یکسری بخار از داخل گوشهایم به آسمان متصاعد می شد ، همونجا سوار ماشینم شدم و نفهمیدم با چه سرعتی خودم رو رسوندم به در خونه اون همسایه نامرد ! یک چندتا جفت لگد که به در خونشون زدم خودش سراسیمه اومد دم در تا ببینه کی داره در خونش رو می ترکونه ، ولی همینکه در رو باز کرد من از شدت خشم یقه لباسش رو محکم گرفتم و چسپوندمش به دیوار و گفتم : (( آخه مرد حسابی مگه تو از خودت پیجامه و زیرپوش نداری که به لباسای مردم گیر می دی ؟! این چه کاری بود که با من کردی ؟! تو که آبروی من رو بردی ! )) و خلاصه بعد از چند دقیقه پرخاشگری ، یکم خشمم فروکش کرد و با اظهار ندامت اون ، یقش رو ول کردم و برگشتم به محل کارم و همه چیز به خیر و خوشی تموم شد ولی فرداش فهمیدم که همچین خیر و خوشی هم نبوده ! آخه فرداش دوباره وقتیکه داشتم به محل کارم می رفتم باز هم مردم رو می دیدم که با دیدن من ، تغییر حالت می دن ولی اینبار حالت چهره اونها به خشم و غضب تبدیل می شد و زیر لب چندتا لیچار و حرف بی تربیتی نثارم می کردن ! بعدا متوجه شدم که دو تا فیلم دیگه هم از من پخش شده بوده ، یکی وقتیکه تو اتوبان با سرعت غیر مجاز در حال رفتن به سمت خونه همسایمون بودم و یکی هم وقتیکه یقه همسایه رو چسبیده بودم و اون هم داشت عاجزانه ازم عذرخواهی می کرد ، بدون اینکه هیچ اشاره ای به دلیل این اقدامات من شده باشه ! خلاصه پخش این فیلمها باعث شد تا ماهها بعد ، دیگه هیچ فیلمسازی حاضر نشه با من قرارداد ببنده و همین قضیه زمینه افسردگی و ابتلایم رو به بیماری روحی روانی رقم زد و حتی تا جایی پیش رفت که بعد از عمری سالم زندگی کردن ، پای سیگار هم به دهان من باز شد ! ولی این آخر قصه نبود ، آخه پخش بلوتوثی فیلم من در حالیکه در مطب دکتر روانپزشک نشسته بودم ، فیلم من در حال خرید قرص اعصاب از داروخونه و فیلم دیگرم در حال کشیدن سیگار داخل اتومبیلم باعث شد در عرض مدت زمان کوتاهی ، من که یک سوپراستار محبوب القلوب بودم تبدیل بشم به یک پیژامه پوش قانون شکن پرخاشگر روانی معتاد ! خبرنگار : آه ، چه سرنوشت غمباری ، خب چی شد که پای شما به زندان باز شد ؟! زندانی : خودم اینجوری خواستم ! هرچی با خودم فکر کردم دیدم توی این شهر تو هر سوراخ سمبه ای هم که زندگی کنم بازم اونقدر کوچیک نیست که لنز یک سانتی دوربین تلفن همراه مردم توش جا نشه و زندگی شخصیم رو بصورت بلوتوث برای کل ملت نفرسته ، این بود که تنها جاییکه به ذهنم اومد که هیچ کدوم از اطرافیانم اجازه استفاده از تلفن همراه رو ندارن همین زندان بود ، به همین دلیل چند روز قبل تو خیابون با کله اومدم تو بینی یکی از اونایی که داشت با تلفن همراهش ازم فیلم می گرفت تا پلیس بیاد من رو بگیره و بندازه زندان و همینطور هم شد ! خبرنگار : باور کنید که از شنیدن قصه زندگی شما واقعا متاثر شدم ! حالا برای اینکه یک کم فضا عوض بشود و من هم امروز موقع ناهار در محل کارم ، یک چیزی برای بلوتوث زدن به همکارانم و کم نیاوردن از آنها داشته باشم ، امکانش هست که چند دقیقه از شما در حالیکه داخل زندان و مشغول مکیدن سماق می باشید با تلفن همراهم فیلم بگیرم ؟! مقدمه :امروزه افراد زیادی در کالج و آموزشگاه های زبان در حال تحصیل زبان های خارجه به خصوص زبان انگلیسی هستند.افرادی که زبان انگلیسی را آموزش می بینند معمولا علاوه بر بهبود بخشیدن به زبان دوم علاقه مند به کسب مدرک نیز هستند اما متاسفانه اکثر این افراد به اطلاعاتی محدود به مدرک های معروف مانند (آی اِلتس) و (تافِل) قناعت کرده اند.من در ادامه شرح کامل مدارک و جزئیاتش را مینویسم : مدارک و امتحانات زبان انگلیسی :مدارک زبان انگلیسی به طور کل به دو دسته تقسیم می شود :امتحانات اصلی که همانند مدرک هستند و نیازی به تمدید ندارند و دسته دوم امتحاناتی که مدرک حساب نمی شوند و نمره ای هستند و وابسته به نوع آن هرچند وقت یکبار باید تمدید شوند. دسته اول :امتحانات دسته اول از طرف دانشگاه کمبریج انگلیس برگزار می شوند البته با حضور یک نماینده که از خود دانشگاه کمبریج به ایران می آید و یک نفر از نمایندگان دانشگاه کمبریج در ایران در مکان هایی که اعلام می کنند برگزار می شود.برای اطلاع از نحوه ثبت نام و زمان و مکان آن به سایت هایی که در انتهای مقاله به آنها اشاره شده است مراجعه بفرمایید.درباره نحوه نمره دهی در این امتحانات شما یکی از سه نمره ( اِی ) یا ( بی )یا ( سی ) را خواهید گرفت.این امتحان ها را همه می توانند بدهند اما با توجه به سطحتان باید امتحانی که قادر به قبولی در آن هستید را بدهید.برای دادن تمام این امتحانات باید هزینه هایی بپردازید.اما اگر در این امتحانات قبول شوید دیگر نیازی به تمدید کردن ندارید و با پرداخت هزینه ای توانسته اید مدرکی عمری را شامل شوید.این مدارک به نام های زیر هستند. ( توجه کنید که امتحانات با توجه به سطح و اهمیت آن ها از پایین به بالا نوشته شده اند.) Main Suit Cambridge University exams 6. CPE 5. CAE 4. FCE 3. PET 2. KET 1. YLE کاربرد : 1: مدرک (وای اِل ای)بسیار ابتدایی است و برای افرادی کاربرد دارد که به طور مثال می خواهند خانوادگی به کشورهای انگلیسی زبان بروند و می خواهند کودکشان نیز کمی درباره ی این زبان بداند. 2 و 3 :مدرک ( کِت ) کمی از (وای اِل ای ) پر اهمیت تر است و مدرک ( پِت ) در واقع پلی است میان مدارک آسان و مدارک سخت پر اهمیت. 4 و 5 و 6 :مدارک ( اِف سی ای ) و (سی اِی ای ) و (سی پی ای ) به ترتیب مدارکی بسیار معتبر و مهم هستند.به طور مثال در ایران فردی که مدرک خوبی دارد می تواند به کمک مدرک (اِف سی ای ) در بانک ملی ایران استخدام شود. دسته دوم :مهمترین امتحان دومین دسته ( آی اِلتس ) است که همان طور که گفتم به طور نمره ای و درصدی محاسبه می گردد .این امتحان نیز از طرف دانشگاه کمبریج در ایران برگزار می گردد و خود به نوع های گوناگون تقسیم می گردد.اگر شما این امتحان را در نوع مفیدش همراه با درصد بالا بزنید تا حدودی توانسته اید نتیجه سالها درس خواندنتان را ببینید.البته باید هر دو سال یکبار تمدیدش کنید.این امتحانات در سال دو بار اجرا می شوند.اولین بار حدوداً در نیمه تیرماه و دومین بار حدوداً در نیمه آبان ماه برگزار می شوند.البته برای ثبت نام و اطلاع دقیق از زمان آن باید به سایت های آخر مقاله مراجعه کنید. انتخاب امتحان :درباره سطح خود برای دادن این امتحانات باید با توجه به مقصودتان با یک شخص آگاه صحبت کنید اما دراینجا من اطلاعات محدودی را در این رابطه در اختیار شما خواهم گذاشت.امتحانات (آی اِلتس ) که درصدی هستند و بستگی به سطح دانش عمومی و آکادمیک شما دارد اما درباره امتحانات دسته اول یعنی امتحانات اصلی و مدرک دار :امتحانات (وای اِل ای ) و ( کِت ) امتحاناتی ساده هستند و در سطح ابتدایی و ( اِلِمنتری ) هستند و فکر می کنم در سالهای اول و دوم بتوانید کسب کنید.امتحان ( پِت ) در سطح کتاب های ( اینتِرچِنج ) و یا ( پری اینترمدیت) و ( اینترمدیت ) هستند.امتحانهای ( اف سی اس ) و ( سی اِی ای ) و ( سی پس اس ) در سطح کتابهای (پَسِیج ) و ( اَدوَ نس ) هستند.به نطر من و در نتیجه تحقیقاتی که کردم در کل امتحانات دسته اول یعنی مدارک بهتر است زیرا از نوع نمره بندی نیز از جهتی که در زیر به ان اشاره کردم بهتر است. * همانطور که می دانید هرکدام از امتحانات نام برده شده دارای چند قسمت هستند : Speaking …………………………………………………………..صحبت کردن Reading ...................………………………………………….خواندن Writing ………………………………………………………...... نوشتن Listening …………………………………………………………. گوش دادن Conversation ………………………………………………..... مکالمه و محاوره در امتحانات دسته اول نمره شما میانگین نمرات بخش های مختلف آن خواهد بود و در مدرک شما نمرات جداگانه اهمیتی ندارد اما در امتحانات دسته دوم علاوه بر اینکه میانگین شما به نسبت بخش ها گرفته خواهد شد نمرات بخش های جدا نیز در مدرک شما وجود خواهد داشت. امتحانات دیگر :امتحانات دیگری نیز از طرف سازمان دیگری برگزار می شود که در زیر نام و کاربرد بعضی از آن ها را خواهم گفت : BEC PLAB Legal English CELTA DELTA CELTYL در منبع کپی این مطلب آدرس سایت ها نبود . باز گشت به ایران صادق هدایت(امضا) (۱) این نامه مؤید این نکته است که صادق هدایت هیچگاه درس خود را دردانشکده های پاریس دنبال نکرده است. او پس از چهارسال حیف ومیل بودجه دولتی و ارز ارسالی ازاین کشور، بی نتیجه وبی حاصل ودست ازپا درازتربه ایران باز می گردد. ادعای اینکه هدایت تحصیلات عالیه را در فرانسه گذرانده بود، ادعایی واهی است. حتی ادعای گذراندن دوره تحصیلی مدرسه TRAVUX نیزدورازواقعیت به نظرمی رسد. زیرا اگر او چنین دوره ای راگذرانده بود، حتمآ گواهینامه آن را به وزارتخانه مربوطه ارائه می کرد و خاندان بانفوذ هدایت ازاین گواهینامه حداکثر بهره برداری را می کند و او را به مقامات بالا می رساندند . کما اینکه برادران او به مقامات بالارسیدند. دانلود کتاب سه قطره خون از صادق هدایت سپندارمذگان یا ولنتاین؟ همه میگن ولنتاین مبارک!!! ولی هیچکس نمیگه " سپندارمذگان" مبارک!!! فرهنگ و روزهای اروپایی رو یاد می گیرن ولی فرهنگ اصیل و غنی خودشون رو فراموش می کنن!!! آهای ایرانی با تو هستم!!! سپندارمذگان روز عشق همه ی ایرانی هاست نه از امسال و پارسال و ... میدونی از کی؟ 3000 سال قبل از اینکه ولنتاین متولد بشه. 3000 سال !!! حالا باز بگید ولنتاین. بیاید این اصلاح رو با هم انجام بدیم و 29 بهمن هر سال رو به عنوان روز عشق ایرانی ها گرامی بداریم و نه 25 بهمن که ولنتاین باشه. 2 روز تا سپندار مذگان مونده.(امروز ۲۷ بهمن) وصیت نامه ی داریوش بزرگ اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد . اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود . هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو ومتملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . ١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی ) الهی بینایی ده که در سایه نیفتم الهی بینایی ده که در چاه نیفتم الهی بنمای رهی که رهنمایش تویی الهی بگشای دری که در گشایش تویی
رديف منطقه تلفن آدرس
1 منطقه ۱۱ 66703088 خيابان امام خمينی خيام
2 منطقه ۱۳ 66499240 چهارراه لشگر
3 منطقه ۱۴ 88900173-6 ميدان وليعصر
4 منطقه ۱۵ 88828384 مفتح، بالاتر از ميدان مطهری
5 منطقه ۱۶ 77861607 رسالت خيابان نيروی دريايی
6 منطقه ۱۷ 33124100 ميدان خراسان خيابان صفاری
7 منطقه ۱۸ 55900946 ميدان شهرداری
8 منطقه ۱۹ 22007366 تقاطع شريعتی بزرگراه صدر
9 اداره كل گمرك امانات پستي ٦٦٩٥٧١٠١, ٦٦٤٦٧٢٨٨ تهران - منطقه ١١ - خ. كارگر جنوبي - چهارراه لشگر - نبش خيابان كمالي - اداره كل امانات پستي - ط. سوم
10 البرز - منطقه پستي ١٥ - كد ١٠٥٦ 88743483 تهران - منطقه ٧ - خ. شهيدمفتح شمالي - روبروي دانشگاه الهيات - اداره پست منطقه ١٥
11 امام صادق (ع) 88072122 تهران - منطقه ٢ - پل مديريت - جنب دانشگاه امام صادق (ع)
12 شركت پست ٨٨٤٦٣٠٨٢, ٨٨١١١ تهران - منطقه ٧ - خ. شريعتي - نرسيده به پل سيدخندان - ساختمان شماره ٢
13 پيشتاز 77490754 تهران - منطقه ٤ - م. رسالت - بالاتر از نيروي هوائي - منطقه پستي ١٦
14 خدمات سريع فرادرياها - پست بين المللي ٢٢٠٤٤٢٧٣, ٢٢٠١٠١٥٨ تهران - منطقه ٣ - خ. آفريقا - خ. ايرج - ش. ٤٠
15 دبيرخانه مركزي وزارتخانه جهاد كشاورزي ٦٦١٢٢٠٤٢, ٨٨٩٦٤٦٤٢ تهران - منطقه ٦ - بلوار كشاورز - خ. دهكده - داخل ساختمان وزارت كشاورزی
16 ملي - شعبه مركز مبادلات پستي - كد ٢٦١ 66491168 تهران - منطقه ١١ - خ. كارگر - چهارراه لشگر
17 دي. اچ. ال (D. H. L) ٨٨٧١٩١٧٠- ٤, ٨٨٧١٥٩٠٦-١٠ تهران - منطقه ٦ - خ. شهيدبهشتي - نرسيده به خيابان ولي عصر - پ. ٣٥٣
18 منطقه ١١ - كد ٥١١٠٤ 33964453 تهران - منطقه ١٢ - خ. باب همايون - ك. جناب - پ. ٩٢
19 منطقه ١١ - كد ٥١١١٨ 55605596 تهران - منطقه ١٢ - خ. خيام - خ. پاچنار - پ. ٧٠٧
20 منطقه ١٦ - آژانس پستي ٦٢٠ 22521413 تهران - منطقه ٤ - رسالت - نبش ١٦ متري دوم - پ. ٢٥
21 منطقه پستي ١١ ٣٣٩٥٢٩١١ الی ٣ تهران - منطقه ١٢ - ناصرخسرو - خ. سعدي جنوبي - جنب مخابرات
22 منطقه پستي ١١ ٣٣٩٥٣٦٢٣ الی ٦ تهران - منطقه ١٢ - خ. اميركبير - نرسيده به ميدان امام خميني - خ. سعدي جديد - نبش كوچه ماهور
23 منطقه پستي ١١ - آژانس ١١٨ 33957254 تهران - منطقه ١٢ - خ. جمهوري - چهارراه اسلامبول - بازار حافظ - ط. زيرزمين - پ. ٣٩
24 منطقه پستي ١١ - آژانس ١٢١ 33917499 تهران - منطقه ١٢ - خ. ١٥ خرداد - روبروي بازار - ك. تكيه دولت
25 منطقه پستي ١١ - آژانس ١٢٥ 33121879 تهران - منطقه ١٢ - خ. سرچشمه - جنب مسجد محمودي - پ. ١٧٠
26 منطقه پستي ١١ - آژانس ١٢٦ 33559488 تهران - منطقه ١٢ - خ. شوش شرقي - چهارراه تيردوقلو - جنب بانك صادرات
27 منطقه پستي ١١ - آژانس ١٢٩ 55607320 تهران - منطقه ١٢ - خ. خيام - پاچنار - نبش كوچه لباسچي ٢ - پ. ٢٢
28 منطقه پستي ١١ - آژانس استانبول 33116384 تهران - منطقه ١٢ - خ. فردوسي - پاساژ كويتي ها - ط. اول - پ. ١٠٩
29 منطقه پستي ١١ - آژانس برنامه و بودجه ٣٣١١٩٠١٩, ٣٣٢٧٤٨٣٥ تهران - منطقه ١٢ - م. بهارستان - ساختمان برنامه و بودجه
30 منطقه پستي ١١ - آژانس بيمه 33913353 تهران - منطقه ١٢ - خ. سعدي شمالي - بالاتر از خيابان جمهوري - ك. بيمه - پ. ٤
31 منطقه پستي ١١ - آژانس دارايي 33116042 تهران - منطقه ١٢ - صوراسرافيل - خ. داور - وزارت امور اقتصاد و دارايي
32 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي ١٥خرداد 33110168 تهران - منطقه ١٢ - خ. ١٥ خرداد شرقي - روبروي بازار آهنگرها - پ. ٥١٢
33 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي آبسردار 33121218 تهران - منطقه ١٢ - خ. مجاهدين اسلام - چهارراه آبسردار
34 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي استادنجات الهي 66727165 تهران - منطقه ١٢ - خ. انقلاب - روبروي خيابان استادنجات الهي - نبش كوچه كندوان - پ. ٣
35 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي بانك ملي ٦٦٩٦٥٦٤٧, ٦٦٩٦٥٥٤٧ تهران - منطقه ١١ - خ. انقلاب - ضلع جنوبي پارك دانشجو - شركت تداركات بانك
36 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي بورس 66703683 تهران - منطقه ١٢ - خ. حافظ - ساختمان بورس اوراق بهادر تهران
37 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي ترمينال 55050632 تهران - منطقه ١٦ - ترمينال جنوب - جنب تعاوني ١
38 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي چهارسوق ٥٥٦٢٧٠٣٦, ٥٥٦٣٥١٥٤ تهران - منطقه ١٢ - خ. مصطفي خميني - بازار سيداسماعيل - بازار چهارسوق
39 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي دادگستري ٣٨٥٨١(٢٠٤٤) تهران - منطقه ١٢ - خ. خيام - روبروي پارك شهر - خ. داور - ضلع جنوب كاخ دادگستري
40 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي صفاري 33129393 منطقه 12 - خیابان شهریور جنوبی - نرسیده به تیر دوقلو
41 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي شهيدفروزش 55374440 تهران - منطقه ١١ - م. وحدت اسلامي - خ. فروزش - نبش خيابان محمد تشكري موحد - پ. ١٧٥
42 منطقه پستي ١١ - دفتر پستي فياض بخش 77530746 منطقه 12 - خیابان بهارستان - چهارراه هدایت قبل از میدان ابن سینا
43 منطقه پستي ١١ - شعبه حافظ 66729182 تهران - منطقه ١١ - خ. حافظ - روبروي بورس
44 منطقه پستي ١١ - شعبه ديالمه 33131000 تهران - منطقه ١٢ - خ. ري - جنب پل ري
45 منطقه پستي ١١ - شعبه شهيدقندي 55801111 تهران - منطقه ١٢ - م. محمديه - خ. خيام - مركز مخابرات شهيدقندي
46 منطقه پستي ١١ - شعبه كندوان - كد ١٠١٢٠١ 66717888 تهران - منطقه ١٢ - خ. انقلاب - روبروي خيابان استادنجات الهي - نبش كوچه كندوان
47 منطقه پستي ١١ - شعبه ملت 33792020 تهران - منطقه ١٢ - خ. سعدي جنوبي - خ. اكباتان
48 منطقه پستي ١٣ - آژانس ١٩٣ 66405555 تهران - منطقه ١١ - خ. كارگر جنوبي - نرسيده به چهارراه لشگر - ساختمان
49 منطقه پستي ١٣ - آژانس ٣١٤ ٦٦٨٣٣٤٣٩, ٦٦٨٩١٠٦١ تهران - منطقه ١٠ - خ. جيحون - خ. هاشمي - روبروي ١٢ متري هاشمي - پ. ١/٨٥١
50 منطقه پستي ١٣ - آژانس ٣٢٢ 55704439 تهران - منطقه ١٧ - م. مقدم - ابتداي ٢٠ متري ابوذر - ابتداي ببري - پ ٣
51 منطقه پستي ١٣ - آژانس ٣٢٥ 66438987 تهران - منطقه ١١ - خ. آذربايجان - خ. باستان جنوبي - نرسيده به سه راه طرشت - پ. ٣٥
52 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي ٣١٢ ٦٦٨٠٥٥٤٩, ٦٦٨٠٦٨٨٦ تهران - منطقه ١٨ - شادآباد - خ. ١٧شهريور - ١٥متري سوم - نبش كوچه كرمي - پ. ٢٩٧
53 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي ٣١٥ ٦٦٦٣٤٦٠١, ٦٦٦١١١٤٧ تهران - منطقه ١٨ - بلوار يافت آباد - م. معلم - مجتمع تجاري معلم
54 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي ٣٣٥ ٦٦٨٩٩٥٦٥, ٦٦٨٤٢١٠٣ تهران - منطقه ١١ - بزرگراه نواب صفوي - فاز ١ - مجتمع تجاري سيمرغ - ط. اول
55 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي آزادي ٦٦٠٠٤٠٦٠, ٦٦٠١٧٩٦٦ تهران - منطقه ١٠ - خ. آزادي - بين خيابان جيحون و آذربايجان - روبروي خيابان بهبودي
56 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي اكباتان 44664275 تهران - منطقه ٥ - شهرك اكباتان - فاز ١ - سوپر ٦
57 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي ايران خودرو 48902080 تهران - منطقه ٢٢ - جاده مخصوص كرج - چهارراه ايران خودرو - بلوار جنوبي ايران خودرو
58 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي پاستور 66409153 تهران - منطقه ١١ - خ. پاستور - بعد از خيابان فلسطين - جنب رياست جمهوري
59 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي پل امامزاده معصوم 55700869 تهران - منطقه ١٧ - دوراهي قپان - خ. عبيد زاكاني - خ. شهيدمهدوي
60 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي جواديه 55643214 تهران - منطقه ١٦ - خ. ٢٠ متري جواديه - ١٠ متري شهيدامامياري - پ. ٨١
61 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي حسام الدين 55701199 تهران - منطقه ١٠ - خ. حسام الدين - بين خيابان افتكاري و رنجبر - روبروي هنرستان موافق
62 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي دانشگاه هوايي 66694877 تهران - منطقه ١٨ - مهرآباد جنوبي - خ. امام محمد باقر - روبروي مسجد
63 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي رازي (گمرك) 55387555 تهران - منطقه ١١ - خ. مولوي - نبش خيابان ولي عصر - روبروي پمپ بنزين
64 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي رودكي 66837032 تهران - منطقه ١٠ - خ. رودكي - نرسيده به چهارراه مرتضوي - پ. ١٢٤
65 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي شهرداري ابوذر 55718855 تهران - منطقه ١٧ - م. ابوذر - خ. ابوذر - داخل شهرداري
66 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي شهرك پاسداران 44506600 تهران - منطقه ٢١ - تهرانسر - بلوار گل ها - بلوار نيلوفر - تقاطع خيابا
67 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي شهيديوسفيان 66419588 تهران - منطقه ١١ - خ. ١٢ فروردين - خ. شهداي ژاندارمري - پ. ١٨١
68 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي قصرالدشت 66839590 تهران - منطقه ١٠ - خ. قصرالدشت - نبش خيابان ناصري - جنب پلاك ١٠٠
69 منطقه پستي ١٣ - شعبه چهارراه لشگر ٦٦٤٦٧٧٨٠ الی ١, ٦٦٤٠٢٤٨٨ تهران - منطقه ١١ - خ. كارگر جنوبي - چهارراه لشگر - ساختمان مكانيزه پس
70 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي لشگر ٦٦٤١٣٢٣١, ٦٦٤٦٩٢٤٠ تهران - منطقه ١١ - خ. كارگر جنوبي - چهارراه لشگر - منطقه ١٣ پستي قسمت
71 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي مالك اشتر 66830535 تهران - منطقه ١٠ - خ. مالك اشتر - بين خيابان جيحون و كارون - پ. ٥٠١ و ٥٠٣
72 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي مجلس ٦٦٤٦١٥٦٢, ٦٦١٣٥٥٥٣ تهران - منطقه ١١ - خ. امام خميني - داخل ساختمان مجلس
73 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي منيريه 55385090 تهران - منطقه ١١ - خ. ولي عصر - م. منيريه - ابتداي خيابان معيري - پ. ٦
74 منطقه پستي ١٣ - دفتر پستي والفجر 66808866 تهران - منطقه ١٨ - جاده قديم كرج - بعد از شير پاستوريزه - جنب سردخانه دنا![]()
آیا تا به حال برای یادگیری چیزی مشکل داشته اید؟ آیا توانسته اید بر این مشکلتان فائق آیید؟ چگونه؟
آیا تا کنون پیش آمده که در کلاسی بنشینید اما متوجه نشوید معلم چه چیزی را می خواهد آموزش دهد؟
به طور سنتی،مدارس از دو طریق اطلاعات را ارائه می دهند،از طریق زبان و گفتار و از طریق فرمولها که شامل اعداد و منطق است. هر چند امروزه روانشناسان معتقدند این شیوه خالی از اشکال نیست.انسان ها نیروی متفاوت و شیوه های یادگیری گوناگونی برای هماهنگ کردن این قدرت ها دارند.
به عنوان مثال،ممکن است یک فرد با اطلاعات یک پاراگراف کلنجار رود ولی در یک نمودار راهنما،فورا آن را بفهمد و یا برعکس.
به اعتقاد هوارد گاردنر روانشناس دانشگاه هاروارد حداقل هفت روش یاد گیری وجود دارد:
1- زبانی: این افراد از طریق استفاده از زبان،گوش دادن،خواندن،صحبت کردن و نوشتن یاد می گیرند.
2- منطقی: این افراد از طریق کاربرد فرمولهای ریاضی و اصول علمی می آموزند.
3- بصری: این افراد توسط آن چه که می بینند،یاد می گیرند.
4- موسیقیاتی: به جای اینکه موسیقی حواسشان را پرت کند،این افراد زمانی که اطلاعات با موزیک ارائه می شود،بهتر یاد می گیرند.
5- حرکتی: جنبش ها و فعالیتهای فیزیکی به این افراد کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند،مثلا راه بروند.
6- درون شخصی: این افراد یادگیری بسیار خوبی با خودشان دارند و در تنهایی بهترین یادگیری را خواهند داشت.
7- برون شخصی: این افراد فرآیند یادگیری را با اطرافیان دارند و هنگامی که با دیگران کار می کنند،بیشترین و بهترین یادگیری را خواهند داشت.
این روانشناس می گوید:اگر مدارس اطلاعات را به این شیوه ها ارائه دهند همه دانش آموزان
با شناخت خودتان نیرو و استعدادهایتان را گسترش دهید.
شما جز کدام دسته هستید؟![]()
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....![]()
یک روز که این دلربا توى خانه وردل ننه قمر نشسته بود و داشت به ناخنهایش حنا مىگذاشت، آهى کشید و رو کرد به مادرش و گفت: �اى ننه، مى گویند �بهار عمر باشد تا چهل سال. با این حساب، توپ سال نو را که در کنند، دختر یکى یک دانهات، پایش را مىگذارد توى تابستان عمر. بدان و آگاه باش که من دوست دارم تابستان عمرم را در خانهی شوهر سپرى کنم و من شنیدهام که یک دستگاهى هست که به آن مىگویند �کامپیوتر� و در این کامپیوتر همه جور شوهر وجود دارد. یکى از این دستگاهها برایم مىخرى یا این که چى؟�
ننه قمر �لاحول� گفت و لبش را گاز گرفت و دلسوزانه، بنا کرد به نصیحت که: مردى که توى دستگاه عمل بیاید، شوهر بشو و مرد زندگى نیست. تازه بچهدار هم که بشوى لابد یا دارا و سارا مىزایى یا از این آدم آهنىهاى بدترکیب یا چه مىدانم پینوکیو...
وقتى ننه قمر دهانش کف کرد و قلبش گرفت و خسته شد، دلربا شروع کرد به تعریف از کامپیوتر و اینترنت و چت و این که شوهر کامپیوترى هم مثل شوهر راست راستکى است و آنقدر گفت و گفت تا ننه قمر راضى شد براى عاقبت به خیرى دخترش، سینهریز و النگوهاى طلایش را بفروشد و براى دلربا کامپیوتر مجهز به فکس مودم اکسترنال و کارت اینترنت پرسرعت و هدست و کلى لوازم جانبى دیگر بخرد.
بارى اى برادر بدندیده و اى خواهر نوردیده، دستگاه را خریدند و آوردند گذاشتند روى کرسى و زدندش به برق و روشنش کردند. دلربا گفت: �اى مادر، در این وقت روز، فقط بچههاى مدرسهاى و کارمندهاى زن و بچهدار توى ادارات، مىروند در چت و تا نیمه شب خبرى از شوهر نیست.� به همین خاطر، از همان کلهی ظهر تا نیمه شب، ننه قمر نشست در پشت دستگاه و با جدیت تمام به بازى ورق گنجفه و با دل و اسپایدر پرداخت.
نیمه شب دلربا دستگاه را تحویل گرفت و وصل شد به اینترنت و یک �آى دى� به نام �دلربا آندرلاین تنها 437� براى خود ثبت کرد و رفت توى یکى از اتاقهاى �یارو مسنجر�. به محض ورود، زنگها به افتخارش به صدا درآمدند و تا دلربا به خودش جنبید، متوجه شد که چهل _ پنجاه تا شوهر بالقوه، دورش را گرفتهاند. دلربا که دید حریف این همه خواستگار مشتاق و دلداده نیست، همهی پیغامها را خواند و سر آخر از نام یکى از آنها خوشش آمد و با ناکام گذاشتن خیل خواستگاران سمج، با همان یکى گرم صحبت شد. در زیر متن مکالمات نوشتارى آن دو به اختصار درج مى شود:
دلربا آندرلاین تنها437: سلام. مرسى. یو خوبى؟
دلربا: هجده، دال، بوغ [یعنى هجده سالهام، دخترم و در بالاى ولایت غربت به زندگانى اشرافى مشغولم. ترجمه و تفسیر از بنده نگارنده] یو چى؟
دلربا: لول. [یعنى حسابى لول و کیفورم. همان LOL] پس همسایهایم.
دلربا: اوکى، درک مىکنم به قول مامى: توبى اور نات توبى. راستى نگفتى چه شکلى هستى؟
دلربا: من قدم 174، وزن 60، رنگ چشمم هم یک چیزى بین آبى و سبز.
دلربا: وا... یعنى خیلى زشتم؟
دلربا: اى واى خدا مرا بکشد که با بیان حقیقتى ناخواسته، تیر عشق را بر قلبت نشاندم.
حالا دو تا حیران من و تو، زار و گریان من و تو...
دلربا: حالا من چه خاکى به سر بریزم با این عشق پاک و معصوم؟ من مىخواهم ایوان رویا را آب پاشى کنم و امشب هرجور شده و با هر بدبختى، عکس تو را نقاشى کنم. اما تو را چه جورى بکشم چرا که وسایل نقاشىام کم و کسر دارد و من مداد مخملى ندارم.
قصهی ما به سر رسید، غلاغه به خونهاش نرسید!![]()
حال با گذشت ۳۳ سال خیابان تهران مبدل به اصلي ترين، زيباترين و گرانقيمت ترين خيابان سئول شده است.دفاترصدها شركت عظيم تجاري ـ صنعتي و دفاتر شرکت های بزرگ بین اللملی از قبیل یاهو و برجهاي بلند اين خيابان كه يك سرمايه گذاري بيش از ۱۰۰ميليارددلاري را به خود جذب كرده است در این خیابان قرار دارد و این در حالی است که خیابان سئول در تهران تنها اتوبانی به خود دیده است
اینک این دو خيابان جلوه معني داري به داستان توسعه یافتگی این دو شهر و کشور بخشيده است. معنایی که برای ما ایرانیان بسیار درد آور و قابل تامل است . و جالب آنکه رویایی کره ای ها برای تبدیل به ایران توسعه یافته با گذشت سی و چند سال برعکس شده است و تبدیل به رویای ایرانیان برای رسیدن به کره شده است
در یک مقایسه تطبیقی سرعت عمل و پیشرفت کره و ایران را در جهت توسعه یافتگی با مشاهده سرنوشت دو خيابان سئول در ايران و خيابان تهران در کره می توان به وضوح ديد![]()
اعتیاد به كراك باعث از بین رفتن درد، استرس، اضطراب و احساس سرخوشى و همینطور تحرك زیاد میشود؛ افرادی كه به این ماده اعتیاد پیدا میكنند بعد از مدتی اثرات كراك در آنها همچنین اثرات دیگری كه مصرف بلند مدت این ماده بجا میگذارد اینهاست:
از بین رفتن اشتها، كاهش شدید وزن، شكنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون و ترشح هیستامین كه باعث خارش در فرد میشه، كراك شدیدا باعث خواب آلودگی یا به قول معروف "چرت" میشود؛ مصرف این ماده اگر بصورت كوتاه مدت ولی مداوم باشد اثرات مخرب جبران ناپذیری روی بدن فرد مصرف كننده میگذارد مثل : عفونت اعضای داخلی بدن، پوسیدگی دندانها، سرطان حنجره و ریه و نابودی كبد.
بطور كلی تمام اجزائیكه تحت تاثیر مستقیم كراك هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند ؛ در بعضی افراد معتاد به كراك، عفونت به حدی است كه اجزای بدنشان از هم جدا می شود و گوشت بدن دچار عفونت می گردد و به قول معروف "كرم" میزند؛ حتما شنیده اید بعضی از معتادین به كراك وقتی میمیرند آنها را غسل نمیدهند چون هنگام شستشو اجزای بدنشان از هم جدا میشود ؛ نمیدانم این مساله تا چه حد درست است اما شنیده ام مصرف چهار روز كراك باعث مىشود كه تاثیراتش به مدت چند سال در بدن باقى بماند و موجب اختلالات حركتی و تضعیف حس بینایى و لامسه بشود.
معمولا بعد از مصرف كراك، احساس افزایش انرژی و سرخوشی زیاد به انسان دست میدهد، ضربان قلب بالا میرود، درجه حرارت بدن زیاد میشود، فشار خون افزایش پیدا میكند، همینطور رنگ پریدگی، كاهش شدید اشتها و لرزش به خصوص در دست ها بوجود میاید، اما این ماده تاثیر خیلی بدی روی چشمها دارد تا جائیكه در بعضی موارد به انحراف مردمك یا "لوچی كاذب" منجر میشود.
كاهش شدید وزن بدن، یبوست، بی خوابی شبانه، ضعف جنسی، رنگ پریدگی، تعریق شدید، سردرد، لرزش دست ها، پریدن عضلات، آب ریزش دائمی بینی، اضطراب و بیقراری شدید، گیجی، رفتار تهاجمی، افسردگی و حتی تمایل به خودكشی از اثرات بلند مدت مصرف این ماده است.
توجه داشته باشید كه مصرف حتی یک بار کراک اعتیاد آور است!
کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و� بدون بو می باشد و مصرف آن خیلی ساده است و به وسایل زیادی نیاز ندارد و در طی چند دقیقه قابل مصرف است! بنابر این جاسازی آن خیلی ساده است و پیدا كردن آن برای خانوادهها چندان راحت نیست؛ چیزی شبیه یه تکه گچ از دیوار کنده شده كه توجه هیچکس را بخود جلب نمیكند!
بعد از تمام شدن آثار نشئگی اثرات زیر ظاهر میشود :
نگرانی و بیقراری شدید برای تهیه دوباره كراك، سر درد وافسردگی شدید، از بین رفتن شدید انرژی بدنی و بی اشتهایی، داشتن حس نفرت نسبت به خود
معمولا افراد معتاد (به هر نوع ماده مخدر)، مواد را از راههای خلاف تهیه میكنند اما دراین مورد (مصرف كراك) فرد به دلیل توهمات زیاد و حالت هذیانی، حتی دست به كارهایی مثل دزدی و گدایی میزند و بكلی گذشته اش را فراموش میكند در حالی كه ممكن است فردی بسیار آبرومند و متشخص بوده باشد !!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
موارد تجزيه فعل
![]()
![]()
ندانی : یک چیز جدید ؟! خب بلوتوث !![]()
TKT![]()
صادق هدایت درسال ۱۳۰۹ شمسی و در اوج دیکتاتوری رضا شاه به ایران باز می گردد و می کوشد تا از امتیازات دانشجویان اعزامی به خارج از کشور برخوردار شود. ازآنجا که صادق هدایت ابتدا به عنوان دانشجوی بورسیه وزارت طرق وشوارع (راه) به بلژیک اعزام شده بود، گزارشی از وضعیت تحصیلی خود درخارج ازکشور را به این وزارتخانه می دهد. او دراین گزارش می نویسد:
تهران ۱۶ شهریور۱۳۰۹مقام منبع وزارت جلیله طرق وشوارع دام شوکته محترمآ به عرض می رساند، این بنده صادق هدایت چهار سال پیش ازطرف وزارت جلیله فواید عامه سابق برای راه سازی به اروپا رهسپارشدم و مدت هشت ماه درمدرسه (گان) مشغول تحصیل بودم. لکن چون آب وهوای این شهربه مزاج بنده سازگارنبود ومجبوربودم… ازاین رو با اجازه وزارت جلیله به فرانسه منتقل شدم وچون برای تحصیل معماری و راهسازی به فرنگ رفته بودم، برای امتثال اوامر وزارت جلیله به مدرسه TRAVUXPUPIB داخل و دررشته ساختمان به تحصیل اشتغال داشتم تا این که دوره مدرسه راطی کردم، ولی ازآنجایی که تصدیق این مدرسه دولتی نبود واهمیت مدارس رسمی رانداشت، خیال ورود به مدرسه معماری راداشتم که درنتیجه مخالفت هایی که ذکرش موجب تطویل کلام وتصدیع خاطرمبارک است این کارعقیم ماند، و بالاخره منجر به این شد که ازمحصلین وزارت جلیله فوای دعامه خارج وجزومحصلین وزارت جلیله معارف شوم وچون پیوسته مخالفت با ورود اینجانب به مدرسه معماری دولتی ادامه داشت، ناگزیربه بازگشت به تهران شدم. زیاده امر، امرمبارک است.
سرانجام که صادق هدایت که نتوانسته بود ازسفرفرنگ خود مدرک وعنوان وبه قول برادرش (تیتر) خاصی به ارغوان بیاورد، درتلاش برای بدست آوردن مقامات بالا، ناکام ونامراد می شود و پس ازسعی بسیار مجبورمی شود تا به عنوان کارمند ساده دربانک ملی ایران به کاراشتغال ورزد. او در تاریخ۱۰ آبان ۱۳۰۹ شمسی با حقوق ماهانه بیست تومان به عنوان کارمند اداره محاسبات و پس ازآن بعنوان متصدی ارسال مراسلات به استخدام بانک ملی ایران درمی آید. خودش درنامه ای به یکی ازدوستانش درباره وضعیت کار و وظایفش دربانک ملی ایران، می نویسد:
(الان که این کاغذ را می نویسم۵۰ تاچشم به من نگاه می کند. چون این کار برخلاف قانون است. بایدهمه خود را مشغول بکنند، اگرچه کاری هم نداشته باشند.لابد برایت نوشته ام که مدت دوماه ونیم است که وارد بانک ملی ایران شده ام تا که شاید دری به تخته بخورد وپولی به جیب بزنم. ولی هنوز دشت نکرده ام. اینجا یا مثل سگ یا مثل تو، هرروز ازگرده مان بار می کشند… به طوری که آدم را ازهرچه کار است بیزارمی کنند. صبح از ساعت۸ تا شش بعد از ظهر و آنوقت هفته ای سه شب هم آلمانی ها درس می دهند و یکی ترجمه می کند که آن هم شبیه من است. وکارمان ده ب ریک وبیست بر دو همین قدر بدان که وقتی ازاین محل خارج می شوم، سرم گیج و منگ است…) (۲)
حجم فایل ۱۷۳ کیلو بایت
هدایت درهمین ایام با افرادی چون مسعود فرزاد و مجتبی مینوی و بزرگ علوی آشنا می شود. آنها هرشب درکافه ای واقع درخیابان لاله زارنوبه نام (رزنوار) با یکدیگر ملاقات می کنند. این افراد برروی گروه خودنام (ربعه) را می گذارند. مسعود فرزاد در این مورد می گوید: (در آن زمان من و مجتبی مینوی خیلی با هم دوست بودیم و گاهی هم به خانه سعید نفیسی که شوهرخواهرم بود، می رفتیم. دریکی از این آمد و رفت ها و یا درکافه بود که خیلی عادی و بی مقدمه با هدایت آشنا شدم. مینوی با بزرگ علوی آشنایی مختصری داشت وهدایت نیز با بزرگ علوی آشنا بود… ماچهارتا جوان بودیم با اندک اختلاف سن، هرچهارتا فرنگ دیده وتحصیل کرده و به قول آن روزی ها زباندان بودیم وتاحدی بیگانه با جا ومکان خودمان و راغب به اندیشه هاوافکارنو… وهرچهارتن درزمینه ادبیات دست و پایی میزدیم. هدایت فرانسه می دانست، من انگلیسی می دانستم، علوی آلمانی ومینوی عربی. با این کیفیت هر یک ازافراد این گروه می توانست با اکثر رویدادهای ادبی جهان آشناشود.) (۳)
هدایت درهمین زمان، یعنی ۱۳۰۹ شمسی و۱۹۳۰ میلادی نخستین اثر ضد اسلامی خود بانام (البعثت الاسلامیه فی البلاد الافرنجیه) راانتشارداد.
این نوشته ازداستانهای به اصطلاح طنز آمیز صادق هدایت است که به صورت سه گزارش روزنامه ای نوشته شده و آنگونه که ازنامش بر می آید، اسلام و مسلمانان را به مسخره گرفته است. (۴)
صادق هدایت شخصی وابسته به طبقه اشرافی بود، طبقه ای که درتحولات جدید ایران، رو به اضمحلال و نابودی می رفت و جای خود را به یک طبقه سرمایه دارجدید و نوکیسه می داد. اگرهدایت ۱۰ یا ۱۵ سال پیش به سن کاررسیده بود و داوطلب کار دردستگاه دولت می شد، بی شک به اعتبار نفوذ خاندان هدایت، به مقام وموقعیت مهمی دست می یافت و مثل پدرش هدایت قلی خان اعتضاد الملک که سالها حاکم شهرهای مختلف ایران، ومشیر و مشاور وزراء ونخست وزیران ومدیرکل ادارات و سازمانهای بزرگ بود، اوهم شغل آبرومند و پولسازی درحاشیه دربار پیدا می کرد. اما دیگروضع کاملآ دگرگون شده بود خاندان قاجار به حضیض ذلت سقوط کرده بود و درباریان وافراد وابسته به این سلسله نیز در به در و درمانده شده و راههای هرگونه اعمال نفوذ و یا به قول خودشان (مداخل) بر رویشان بسته شده بود.
این وضعیت به هیچ وجه باب میل صادق هدایت نبود. اوازاینکه ناچاربود برای ماهی بیست تومان حقوق، روزی چندین ساعت بیگاری کند، به سختی ناراحت وافسرده بود. ازسوی دیگر، وضع مالی خانواده اش نیزچندان مرتب وبسامان نبود و در آمد ماهانه خود اوهم ازبانک ملی، یعنی ماهی بیست تومان به حدی نبود که بتواند ازدوستان و آشنایان خود به شیوه سنتی خانواده و به روال اشرافی پذیرایی کند. اوبه ناچار در خانه پدری و در یک اتاق محقر زندگی می کرد و از دوستان و آشنایان در قهوه خانه پذیرایی می نمود.
عده ای کوشیده اند تاقهوه خانه رفتن صادق هدایت را دلیل شوریدن او بر اشرافیت و نزدیکی اش به طبقات فرودست جامعه معرفی نمایند، درحالیکه هرگزچنین نبود. صادق ازسر درماندگی و ناچاری به قهوه خانه می رفت. طبع نازپرورده وغرب زده اش بیشتربه کافه های اطراف خیابان اسلامبول ولاله زار که به سبک اروپا، برنامه موسیقی هم داشت متمایل بود. صادق به دلیل همین کمبود حقوق سرانجام ازبانک ملی استعفا می کند و به سودای کسب درآمد بیشتربه اداره کل تجارت می رود و به استخدام آن تشکیلات درمی آید. اما پس ازچند ماه کار دراین اداره معلوم می شود که اداره تجارت بودجه واعتبارلازم برای پرداخت حقوق ماهیانه وی را دراختیارندارد. به همین سبب باز بیکاری به سراغ او می آید.
دراین زمان یکی از آشنایانش به نام محمد مقدم که بعنوان مترجم زبان انگلیسی دراستخدام (اژانس پارس) بود، اورا به عنوان مترجم زبان فرانسه به این سازمان می برد وصادق هدایت مدتی را به عنوان مترجم درخبرگزاری پارس می گذراند.(۵) اوازطریق کار درخبرگزاری پارس اندک مبلغی پس انداز می کند و زمانی که درمی یابد چند صد تومانی درحساب پس اندازخود دارد، بار دیگر رگ اشرافی او به جنبش درمی آید و به همراه همفکر و دوستش محمد مقدم به سمت اراک می روند تا به زعم خود (تارک دنیا) شوند و تا آخر عمرمانند فقیرترین روستاییان، با حداقل امکانات زندگی کنند.! آنها در اراک درخانه یکی ازبستگان محمدمقدم (که بیش از۱۰۰ اتاق داشت) ساکن می شوند، اما بزودی و به دلیل مسائل ایدئولوژیکی بین این دو اختلاف می افتد واز هم جدا می شوند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ درخواست موجود درپرونده استخدامی صادق هدایت که عینآ آورده شده است.
۲ـ به نقل از نامه مورخ ۱۳ ژانویه ۱۹۳۰ صادق هدایت.
۳ ـ هفته نامه، سپیدوسیاه، اسفند۱۳۴۶
۴ـ عبداللهی، مهناز، سال شمارزندگی صادق هدایت، ذیل وقایع ۱۳۰۹ شمسی.
۵ ـ هیلمن، مایکل، سالشمارزندگی صادق هدایت، به نقل از مجله ایران نامه، شماره ۳، تابستان ۱۳۷۱، چاپ آمریکا.![]()
من آنچه شرح بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پندگیر خواه ملال![]()
![]()
2- مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی)
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی)
٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب
المثل آلمانی )
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل
لهستانی )
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل
ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .(ضرب المثل
فرانسوی )
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. (ضرب المثل
ايتاليايی )
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر
عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی)
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن (ضرب المثل
چينی )
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. (
ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از
او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی)
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب
المثل اسپانيايی)
١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل
فرانسوی )
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد
جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود(رولاند)
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است (محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر
زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك)
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً
نخوانيد . ( سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " (سروانتس)
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين)
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. (
اسمايلز)
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم
بگذاريد. ( فرانكلين (
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك (
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد(
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو "
زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی(
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال
تحمل! ( تن (
٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس(
٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك (
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم
و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر(
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج
كنند. ( بن بيكر(
٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش ) سينكالويس(
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور)
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد
بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. (
سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای
خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم،
برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را
مربوط به خودش می داند . ( جانسون)
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی
تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا
می كنند. ( شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و
خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی)
٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی (
٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی ) شارل بودلر (
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . (ضرب
المثل اسكاتلندی )
٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت)
٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب
المثل آلمانی )
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواين )
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و
شيرينی و بی مزگی . (ولتر )
٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |

