تبليغاتX
هر چی که دوست داری
هر چی که دوست داری

لطفا به صورت خصوصی نظر بدهید

وصیت نامه ی داریوش بزرگ

 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور

جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها

پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای

احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران

دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل

من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه

نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی

آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم

شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور

دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت

تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر

نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر

داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که

از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن

برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن

است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در

اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق

دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم

کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای

غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش

ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می

شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و

چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن

به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال

می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از

من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که

همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها

موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید

بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین

کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از

این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این

ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه

نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک

سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی

نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو

کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار

های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و

استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را

مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری

رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می

حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم

( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این

کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد،

تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور

کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد

که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور

نکنند . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم

تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند،

ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم

و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش

قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که

پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه

کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو

ومتملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت

سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای

این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون

مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم

را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ

نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند

داشت .افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار

و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی

آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در

میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته

شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور

خواهد بود که دست روی دست می گذارند و

تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست

خوردن تو را فراهم کنند .امر آموزش را که من

شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند

بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر

شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با

اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ

قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و

پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر

کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد

پیروی کند .بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم

، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود

فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار

بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر

زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت

سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت

پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور

سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا

که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه

پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن

و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو

هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من

بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو

غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک

دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که

پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت

حاوی جسدت را ببیند. زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی

نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک

قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد

و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر

قضاوت کند ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از

آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی

خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی

کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود،

در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و

شهرسازی را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از

عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و

سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که

کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به

دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده

ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از

این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور

کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که

بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و

اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم

مرگم نزدیک شده است .

نوشته شده در 87/07/28ساعت توسط مهدی کریمی| |

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می‌کرد که زیباترین قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعیت زیادی جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده‌اند. مرد جوان، در کمال افتخار، با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت:” اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست.” مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می‌تپید، اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تکه‌هایی جایگزین آنها شده بود؛ اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه‌هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می‌شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه‌ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می‌نگریستند و با خود فکر می‌کردند که این پیرمرد چطور ادعا می‌کند که قلب زیباتری دارد. مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و خندید و گفت: “تو حتما شوخی می‌کنی… قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو، تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.” پیرمرد گفت: “درست است، قلب تو سالم به نظر می‌رسد، اما من هرگز قلبم را با تو عوض نمی‌کنم. می‌دانی، هر زخمی‌نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده‌ام؛ من بخشی از قلبم را جدا کرده‌ام و به او بخشیدم، گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده‌ام. اما چون این دو عین هم نبوده‌اند، گوشه‌هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند، چرا یادآور عشق میان آن دو هستند.” بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده‌ام، اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده‌اند. این همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند، اما یادآور عشقی هستند که داشته‌ام. امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را باقطعه‌ای که من در انتظارش بوده‌ام، پر کنند. پس حالا می‌بینی که زیبایی واقعی چیست؟” مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه‌هایش سرازیر می‌شد به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی‌خود را در جای زخم قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود. زیرا که عشق، از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.

نوشته شده در 87/07/28ساعت توسط مهدی کریمی| |

انتظار سخت است

 فراموش کردن هم سخت است

 اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است
...

نوشته شده در 87/07/28ساعت توسط مهدی کریمی| |

بی توقع با دنیا زیستم، بی توقع خوابتو تو دنیا دیدم ،

      بی توقع توی احساسم برایت گریه کردم،

      بی توقع همه رفتن من چرا بی توقع برای نرفتن،

                     تو را بهانه کردم.    

      بی توقع خدا هم غصه دارم کرد ،

      بی توقع انگار باران هم برای احساس تنم جدایی را انتخاب کرد،

      بی توقع دوست، مظهر خوبی دنیا هم منو مثل برگ خزون له کرد

      و با خورد شدنم احساس شادی کرد و خندید،              

      ولی چه سخت بود که با توقع منو توی تنهاییم تنها گذاشتن ، 

      با توقع شکستنم را نظاره کردند،

     ولی سخت تر آنکه با توقع عشقم هم آن لحظه از شکستنم

                                 تیسم کرد،

       ولی نفهمید که من باز هم بی توقع آهسته مردم

نوشته شده در 87/07/28ساعت توسط مهدی کریمی| |

چند روزه (البته قبل از عید و ایام عید هم این کار تداوم داشته )

که وقتی تلویزیون رو روشن می کنم

همش این آگهی " ماجرا های باور نکردنی "

توسط  صدا و سیما

(که قبلا هم گفتم اقدامات این سازمان راضی کننده که سهله بلکه ... )

نمایش داده می شه که بذارین از محتواش بگم ؛ تا یادتون بیاد

( البته مطمئنم انقدر این کلیپ رو نشون دادن که بی بهره از آن نموندین )

تو این کلیپ صدا و سیما ؛ هی از پیشرفت مخابرات میگن و هر روز یه

داستانی رو نمایش می دن و در آخرش آقای مجری میگه :

بله درست حدس زدید ؛ این ماجرا واقعیته!!!

 

بعدش میگه : در دولت نهم  تعداد مشترکین نسبت به ... چندین برابر شده

و در دولت نهم ...

(البته تازگی ها این کلمه دولت نهم را به علت اینکه خیلی سوتی بود حذف کردن)

می خواستم بگم که آیا درسته ...

برای گرفتنه مطلب؛ این قیاس را برای شما ذکر می کنم که اونو به دقت بخونید

مثلا  این جمله ای که میگم ببینید آیا منطقی هست یا نه؟!

"تعداد مشترکین اینتزنت نسبت به زمان دوران طاغوت (شاه) چند هزار برابر گشته است"

اگر این جمله به نظر شما غیر منطقی هستش ؛

" پس نتیجه می گیریم "

 کاره صدا و سیما خیلی سوتی هستش

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

موضوع انشا :

در آينده مي خواهيد چه كاره شويد ؟!

من مي خواهم در آينده وقتي كه ؛ بزرگ شدم و مدرك كارشناسي و يا كارشناسي ارشد را گرفتم

در يك اداره يا شركت دولتي

به عنوان سمت، سرايه دار يا آبدارچي يا مستخدم

استخدام شوم

ولي پدرم هميشه به من گوشزد مي كند و به من مي گويد :

زهي خيال باطل !

 

ديدگاه و سخنان بنده :

از رئيس آموزش و پرورش

( همون كسي كه هي يه خوابي مي بينه و فرداش دستور مي ده خوابشو اجرايي كنن

و فرداي اون روز يه خواب عليه خواب قبليش مي بينه ؛ دستور مي ده اون كار رو بكنن

تازه !!! اين خواب هاش رسانه اي هم ميشه و خبرش به همه اطلاع رساني ميشه و بعد...‌)

خواهشمند است كه دستور بفرمايند ( آقاي رئيس ؛ اين از اون دستور ها نباشه. لطفا )

با تو جه به اين كه ماه مهر نزديك هستش ( بوي ماه مدرسه به مشامم مي رسه )

اين موضوع انشا را از ليست موضوعات انشا ؛ حذف نمايند.

 

نتيجه اخلاقي 1 : نتيجه مي گيريم كه در ايران امروزي  شغلي وجود نداره تا بتوانيم انتخاب هم كنيم

البته اگه هم وجود داشته باشه اون هم ماله اون بالا بالايي هاست

نتيجه اخلاقي 2 : همه يا عده اي از جوان هاي با مدرك كارشناسي

 تو كف همين سرايه داري و ... موندن  ( چي بگم ... اين هم نميشه و محاله )

و بايد به اين جوونها گفت : زهي خيال باطل !

نتيجه اخلاقي 3 : در ايران ؛ ارزش علم بسيار كم شده

و حقوق آبدارچي و ... ادارات دولتي بسيار بيشتر يا سه برابر كارمنداشه

شايد به همين خاطر هست كه سرايه داري به عنوان يه آرزو براي نوجوان ها هستش

نتيجه اخلاقي 4 : به اين نوجوان پيشنهاد مي كنم كه اگه سرمايه داري ؛

نمي خواد  اين آرزو رو كه باطل هستش رو بكني

برو تو كار دلالي ؛ سود خيلي بهتري داره با پول خيلي خوب

 

نكته خيلي بي ربط : تو اين هواي گرم كه برق ميره و تو اون هواي بسيار سرد كه گاز ها رفت

من موندم كه انرژي هسته اي به چه درد مي خوره؟!!!

 نكته ديگر : من چند روز سكوت كرده بودم و دليلش اين بود كه اين شعر قبليم جاي سكوتم رو پر كرده بود

 

يه سوال از بازديد كنندگان :‌آيا با من در مورد اين موضوع موافقيد ؟

در قسمت نظرات يا كامنت ها از من حمايت كنيد تا به عنوان امضاي شما استفاده شه

 

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

خبر رسيد كه مدرك دكترايحقوق كه به ادعاي آقاي علي كردان ؛ وزير كشور

از دانشگاه آكسفورد انگليس ؛ گرفته بود

جعلي بود!!!

و احمدي نژاد هم براي توجيه كردن اين فاجعه و آبرو ريزي

باز مثل هميشه ؛ از مدرك

به عنوان كاغذ پاره ياد كرده!

( مثل قطعنامه هايي كه كاغذ پاره ياد شد ولي بعدا ،

بي عرضگي مسئول ها رو در قضيه بزرگ تورم و گراني ؛

به اين آمريكايي ها و قطعنامه ها ؛  نسبت دادند )

من كاري با اين كه آقاي كردان ؛

چرا ... كردن  وفاجعه و آبرو ريزي كردند ؛

ندارم

و اين اصل رو مهم مي دونم كه

احمد(ق)ي نژاد و ساير ... مردم را احمق حساب مي كنند

مثل اون جريان هجده تير

كه سر دسته حمله به دانشگاه را به جرم ،

دزدين ريش تراش دانشجويان محكوم مي كنند

البته به قول بسياري از مردم : اينها با محكوم كردن به دزدي ريش تراش

به ريش مردم ؛ خنديدند

و در كمال نا باوري ؛ آن دانشجويي كه فقط لباس خونين خودش رو بالا كشيده بود ؛

بايد چندين سال به جرم  ( نمي دونم چي؟! ) حبس مي كشيد

و هم چنان كه آقاي خامنه اي ؛ اين اقدام وحشيانه را فاجعه خواندند

و خواستار مجازات عاملان شدند ؛

ولي طبق بند قبلي

فقط صندلي متهم و شاكي عوض شد !!!

و باز به دنبال آن ؛ طبق دستورات رهبر كه بايد مجازات مي شدند ( با معذرت خواهي كه چيزي عوض نمي شه! )

ولي وقتي ،

مردم در ياد بود ننگ اين عمل وحشيانه ؛ دست به اعتراض مي زنند

توسط دولت ؛ دستگير مي شوند و فاجعه ديگر رخ مي دهد

 

نتيجه گيري ها :

رهبر كشور با اين كه خواستار مجازات عاملان آن فاجعه هجده تير شدند

ولي كاري از پيش نبرده شد

** يعني دستور رهبر ؛ ناديده گرفته شد

** و يا شايد ؛ اين دستورات ( در مورد هجده تير ... توسط رهبر )

فقط در حد سخن بود و صرفا جهت راضي كردن مردم است

و فاقد هيچ گونه اعتبار و ارزش است **

 

و اكنون نيز شايد؛

انتنظار اين را نداريم كه ،

آقاي كردان ( وزير كشور ايران )

طبق قانون اساسي اين كشور

به مدت سه سال حبس شوند!

و هم چنان مثل قبل ؛ دستان غيب

( غيب كه چه عرض كنم ؛ هم اكنون نيز ؛ همه مي دانند كه اين دستان چه كساني مي تواند باشد )
در كار است و اين كار نيز عملي نمي شود

و هر كسي صدايش در بياد

يا طبق شعر قبلي خودم ؛ مردم را مي گزند

( من در انديشه آن مار سياهم

كه اگر ...

در كنارش تو تكاني بخوني  ،ناگهان مي گزدت

و گر هيچ نجنبي ؛ ساكت ...

از برت مي گذرد

... )

نتيجه گيري 2 :

ما و همه مردم ايران...

با اين كه سرنوشت خودمان را خود مي سازيم

و يا آقايان بالاسر ديگر براي ما مي سازند...

از خداوند ؛ به اين علت كه بزرگ و قادر به همه چيز است...

ادر سرنوشت ما ايراني ها

يك دستكاري بكند

و ما ايراني ها را از شر اين ديكتاتوري اسلامي ؛ نجات دهدو ما را خلاص ...

 

و در آخر ؛ خطاب به دولتمردان ، عرض مي كنم كه

انديشه ها هيچ گاه  ف ي ل ت ر  نمي شود

و مطمئنم كه حرف دل همه هستش

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

جريان از اين قراره كه طي يك گفتگوي ميان آقاي خامنه اي و احمدي نژاد ؛

آقاي خامنه اي خطاب به احمدي نژاد گفته است : شما يك سال نه ! پنج سال بايد خدمت كني!

بعد از سخنان رهبر انقلا كه حافظ جان و مال و ناموس ايرانيان و نماينده خدا و امام زمان در ايران است

مطبوعات ؛ انعكاس هاي مختلفي در مورد انتخابات و احمدي نژاد و دولتش و وضع جامعه امروز

ايران و سياست هاي ايران ، داشته اند

كه بنده به زبان طنز ، آن ها رو بازگو مي كنم

 

راديو فرهنگ : طي ديدار احمدي نژاد با مقام رهبري ،

احمدي نژاد بيان كرده است : بسي رنج بردم در اين سه سال ... !!!

آقاي خامنه اي نيز در جواب به ايشان گفته است : با اين وضع نابسامان كه براي مردم درست كردي

حقته كه پنج سال ديگر نيز رنج بكشي

 

بيست و سي : خامنه اي ( بدون ذكر آقا ) خطاب به دكتر احمدي نژاد

( گمان مي كنم ، دكتراي ايشان نيز جعلي باشد ! )

گفته است كه شما بايد پنج سال ديگر نيز به من خدمت كني!!!

 

سي ان ان : آقاي خامنه اي خطاب به احمدي نژاد : شما يك سال نه!

پنج سال بايد به شهرداري خدمت كني

و در توضيح اين خبر ادامه داد:

با توجه به نوذ بالاي قاليباف به خامنه اي ؛ نوبتي هم باشه نوبت قاليباف هستش

يعني ، همانگونه كه آقاي خامنه اي از آقاي ناطق حمايت كرد ولي در آخر

آقاي خاتمي رو انتخاب كرد و با فعاليت هاي شوراي نگهبان كه نذاشتند حتي يك قانون

اصلاح طلبي تصويب شود و آقاي خاتمي و اصلاح طلبان رو بد نام كرد و

به قول خود آقاي خاتمي فقط تداركاتچي بود!

 

پيام بازرگاني ...

لپ لپ مي خريم ، جايزه مي بريم ، از اين بسته هاي لپ لپ ، چه چيزا كه بيرون نمياد...

سايت خبري احمدي نژاد :

شعار احمدي نژاد در انتخابات آينده : كابينه دو نفري ( من و رهبر كه جمعا ميشه هفتاد ميليون نفر ! )

 

خلخال نيوز نوشت : احمدي نژاد با تقديم مدرك دكتراي افتخاري دانشگاه تهران

 به آقاي كردان ؛ وزير كشور

گفت : حتي مدرك من هم كاغذ پاره مي باشد ،

 چون ازش استفاده اي نكردم مگر در تبليغات انتخابات

 

روزنامه كيهان : ميزان ، آمار بالاي راي دهندگان است

( راي چه سفيد باشه و چه ... ؛ فرقي نداره ؛ كافيه آمار بالا باشه! )

 

آفتاب يزد : همان طور كه هادي ساعي ، عضو شوراي اصلاح طلب

در المپيك قهرمان شد ؛

شانس اصلاح طلبان نيز در انتخابات بالاست

 

هفته نامه مشاركت : احمدي نژاد كه قبلا هزينه تبليغات خود را در انتخابات گذشته از شهرداري اختلاس كرده بود ( اين سخنان طبق مدرك است و همچنين طبق ناگفته هاي اقاي قاليباف)

ولي امروز با توجه به گفته هاي رهبر ، نيازي به تبليغات ندارد

 

روزنامه جام جم : با توليد فيلم سينمايي با عنوان " آبي " با هنر پيشگي پرستو صالحي

مشتي محكم بر دهان اصلاح طلبان كوبيديم !!!

( پيشنهاد مي كنم اين فيلم رو ببينيد )

 

بنياد باران : كفن پوشان روزه سكوت گرفتند

(‌ يكي نيست به اينا بگه كه در ماه رمضان شكم و روح انسان است كه روزه بايد باشد

نه زبان )

 

صداي آمريكا ، تفسير خبر : ( بحث و گفت و گو ) : آقاي نوري زاده

شما بفرماييد بگوييد چه تفاوت و شباهتي ميان انتخابات آمريكا و ايران وجود دارد؟

اقاي نوري زاده : شباهت كه اصلا وجود ندارد و ايران تا زماني كه شوراي نگهبان

در مسائل ؛ دخالت مي كند

داراي رژيم ديكتاتوري مي باشد و چيزي به نام دموكراسي ندارد

 

صداي ايران : خياط احمدي نژاد ماهانه چقدر مي گيرد؟!!!

چون احمدي نژاد براي تحريك اذهان مردم در سفر هاي استاني نياز به پوشيدن

لباس محلي آن استان داشت

صرف نظر از ساير هزينه هاي اين سفر ها ،

سوال مي كنيم : خياط احمدي نژاد چقدر مي گيرد؟!!!

 

توكيو نيوز :‌ شعار مردم ژاپن به هنگام ورود احمدي نژاد :

صلي علي محمد ؛ بوي بروسلي آمد

 

فستيوال فيلم ونيز : ( با ورود احمدي نژاد به پكن )

قرار است فيلمي با كارگرداني آقاي كردان با عنوان " پاگنده به پكن مي رود "

اكران شود

( تازگي ها آقاي كردان ، مدرك درجه يك هنري ( معادل ليسانس ) را نيز گرفته است )

 

اعتماد ملي :‌ شعار مهدي كروبي در انتخابات آينده‌:

يك بشكه نفت خام در هر ماه براي افراد 90 ساله ايراني

(‌يعني در رژيم كنوني ، شدني نيست.

با اين وضع جامعه و فشار چهار جانبه زندگي امروزي در ايران ؛ همه مردم يا جوانمرگ مي شوند يا خودكشي مي كنند يا در سن 80-70 سالگي ، جان به جان آفرين تسليم مي كنند )

 

رادیو تل آويو اسراييل : اين قطعي برق در سراسر ايران ؛ نشان از اين مي دهد كه برق صرفه جويي شده ،

صرف ساخت بمب هسته اي مي شود.

و به اين علت است كه ايران ، كمبود برق دارد

 

شبكه خبري روسيه :‌رييس جمهور روسيه به رياست جمهور ايران پيشنهادي داده است

و گفته است كه آقاي احمدي نژاد اعلام كند كه :

مردم ايران نفس نكشد تا هوا را نيز به آنان بخشش كنند

 

نيويورك تايمز :‌

شعار جمهوري اسلامي ايران : نه غربي نه غربي ؛ فقط و فقط شوروي

( صرف نظر از خيانت هاي پيشين روسيه بر ايران )

 

روزنامه خبري پاريس : نقدي كردن يارانه ها در ايران مثل دادن ترياك به يك دردمند معتاد

است كه فرداي آن روز باز نعشه و خمار مي شود.

 

سايت و بنياد تبيان : ‌شرايط ظهور امام زمان با روي كار آمدن دولت نهم ؛ فراهم شده است

‌( ما نيز تبريك مي گوييم )

 

واشنگتن پست :

سردار رادان :‌طرح امنيت اخلاقي و گشت ارشاد شامل حال

 زنان كارمند بي حجاب روسيه در نيروگاه هاي هسته اي بوشهر ؛ ‌نمي شود

 

روزنامه خبر ورزشي : گفتگويي با رضازاده :‌

-          چرا با وزنه برداري و المپيك حداحافظي كرديد در حالي كه ورزشگاه هاي اردبيل تمرين مي كرديد؟

-          متاسفانه چون دستمال قدرت داداش كايكو يعني ذكر نام اباالفضل را از من گرفتند

و به اين دليل كه ورزشكاران ايران تحت حمايت امام زمان و ... مي باشد

( به طور خلاصه ؛ امام زماني هستند ‌)

بنابراين ، ميتي كمان ، حاكم بزرگ يعني آقاي احمدي نژاد اجازه مبارزه را نداد

و تصميم گرفتيم كه بنده مربي تيم وزنه برداري شوم و سعي كنم

وزنه برداراني بدون حمايت امامان معصوم ، تربيت كنم

 

راديو جوان :‌  مجري برنامه :

آهاي خوش تيپ ، خوشگل ، جوون خوش هيكل ، قربونت برم

‌( و ساير پاچه خاري هاي ديگر... ) با تو ام... پاشو ديگه

پاشو برو به نزديكترين محل دادن راي.

چي !‌دوست نداري بري ... ! اميدي نداري واسه .... !

بابا لجبازي كار آدماي ... هستش

برو فقط شناسنامتو بده و مهرش كن و با بقيه كارها ، كاري نداشته باش.

اصلا ميل خودته كه سفيد مي دي يا برگه راي رو پاره مي كني ...

مهم اينه كه با اين تير دو نشون مي زني:

اول اينكه مشتي محكم بر دهان آمريكا مي زني

و دوم اينكه با اين كارت با رهبر انقلاب بيعت مي كني

از اين بيشتر چي مي تونه باشه!

 

راديو بي بي سي : مردم ايران به خصوص جوانان اين مملكت ،

به ترس از مشكلاتي نظير استخدام نشدن در ادره ها و ... ،

برگه انتخابات شناسنامه خود را مهر دار و رنگي مي كنند

وگرنه در حقيقت شناسنامه مردم ايران سفيد است و همچنين

در پاي صندوقات نيز راي آنان ، سفيد است

 

برلين نيوز :

گروهي از مردم ايران مقيم آلمان : شريعتمداري نمرده ، نمرده ، نمرده

 

شبكه خبري ژاپن :

( گزارش خبري )

خبر نگار ژاپن در گفت و گو با احمدي نژاد :

-چيونگ شآ او لي يو ؟  ( ترجمه : كار مثبت شما چي بود؟ )

- ببينيد ، ما توانستيم با دخالت در امور شخصي مردم ايران ،

ميزان تقاضاي تيغ ژيليت و ريش تراش را در مردم كم كنيم و باعث شديم ،

قيمت تيغ و ژيليت پايين بيايد و يا ثابت بماند

و اين يك كار مثبت براي دولت و سرمشق و الگويي براي ساير و رقيبان بنده مي باشد

 

روزنامه همشهري :

نداي مردم ايران : انرژي هسته اي حق مسلم ماست!

 

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

روزي ملا نصرالدين ميره سر منبر و به مردم ميگه :

اي مردم! ؛ هر كه تعداد زنش بيشتر باشد

به همان تعداد زن

چراغ در بهشت برايش روشن مي شود

ملا نصرالدين ناگهان در ميان جمعيت مردم ؛

زنش را مي بيند

و هول مي كند و مي گويد

البته ؛‌ هرگز نشه فراموش ؛ لامپ اضافي خاموش

اگه دقت كنيد

امروز هم اين كار رو مي كنن

ولي يه جور ديگش !!!

چه جوري ؟؟؟؟؟؟

مي گم الان!

امروز به ما ميگن ( بدون دلهره و ترس و ... )

به همان تعدادي كه زن داريد ،

در بهشت و فردوس چراغي برايتان روشن خواهد شد

ولي بهتره كه يه كم پول خرج كنيد و ...

لامپ كم مصرف بگيريد

و يا لامپ هاي پر مصرف كه ( كه هم زيان مالي به ادم مي زنه و هم خواسته هاي ادم رو به طور كامل با ... كمتر ؛ عملي نمي كنه !!!‌)

دور بيندازيد و ...

كه اين كار ميشه يه كار شرعي و واجب و ...

كه خودتون بهتر از من مي دونيد...

پ.ن 1 :

نتيجه مي گيريم كه :

اگه يه روز يه بچه ي غريبه اي ،

شما رو داداش يا آبجي صدا كرد!!!

تعجب نكنيد ...

شايد قضيه از اين قرار باشه كه ممكنه

پدر شما ؛ سنت پيامبر اسلام رو اجرا كرده باشه

نا گفته نماند كه با اين قوانين تازه و جديد ،

يك كار شرعي و قانوني انجام داده و هيچ كاريش نميشه كرد!!!

و

يا ممكنه كه واقعن اون بچه اشتباه كرده ( بچس ديگه !!!‌ )

پ.ن 2 :

قابل توجه بانوان محترم :

از من مي شنويد ... ؛ زن مردان پولدار نشويد ...

چون طبق قانون جديد توسط ...

تمكين مالي رو دارا مي باشند

هر كي پول \ داره مي تونه ...

پ.ن 3 :

قرن بيست و يك و اين حرفا...

واقعن گمون كنم يه صد سالي عقب رفتيم كه : لا ريب فيه

شكي در آن نيست...

پ.ن 4 :

اگه اين حرفارو بعد از گذشت مدت زيادي از وضع اين قانون مي گويم ،

فقط و فط به خاطر اينه كه دوباره ياد اين كار هاي ننگي كه توسط ... انجام ميشه

رو زندش كنم

و بگم كه كار هاي ننگين هيچ گاه از ياد نمي ره

پ.ن 5 :

اگه احساس كرديد كه اهانتي به كسي كردم

منو ببخشيد و معذرت خواهي مي كنم

و بگم كه هيچ هدف بدي نداشتم

پ.ن 6 :

پيشاپيش ؛ آغاز روز و سالگرد جشن ميترا كانا / سال نو هخامنشي رو تبريك ميگم

يك مهر فرخنده و مبارك باد

پ.ن 6 : شهادت حضرت علي كه درود بر او باد را نيز تسليت عرض مي كنم

( بنده به خاطر الگو بودن حضرت علي در" كردار و انديشه و گفتار نيك " از دوستداران آنحضرت مي باشم )

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

_______@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@_________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@___________________@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________ ___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@__________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

ه تو دل بستم و غیر از تو ، کسی نیست مرا
جز تو ای " جان جهان "،‌ دادرسی نیست مرا
عاشق روی تو ام‌، ای گل بی مثل و مثال بـه خدا غیر تو ، هرگز هوسی نیست مرا
با تو هستم ، ز تو هرگز نشدم دور ، ولی چـه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا
پــــرده از روی بیـنداز ، به جـان تـو قـسم غـیر دیـدار رخـــت ، ملـتمسی نیست مرا
مـــــده ، از جـــنت و حـــور و قــــصورم خــــبری
جـز رخ دوست نظــر سوی کــسی نیست مــرا

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
____,;'*___'_.*__________________*___ '*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,,

. * . . . . . .*. . . . . . . ** *
. . . . .. . . . . .*** . . * . . *****
. . . . . . . . . . .** . . **. . . . .*
. . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .*
. . . . . . . . . .****. . . .** . . . ******
. . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . **
. . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.**
. . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . *
. . . . . . . .******. . . . .*. . . . . *
. . . . . . . .******* . . .*. . . . .*
. . . . . . . . .*********. . . . . *
. . . . . . . . . .******* . ***
*******. . . . . . . . .**
.*******. . . . . . . . *
. ******. . . . . . . . * *
. .***. . *. . . . . . .**
. . . . . . .*. . . . . *
. . . . .****.*. . . .*
. . . *******. .*. .*
. . .*******. . . *.
. . .*****. . . . *
. . .**. . . . . .*
. . .*. . . . . . **.*
. . . . . . . . . **
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

عشق یعنی love is….

اولین باری که چشم تان به هم می افتد

...when your eyes first meet

اولین حرکت

…making the first move

تسلیم نشدن

…not giving up

خواستن

…wanting!

ان بوسه ی اول

...that first kiss

یک تصمیم بزرگ

…a big decision



شروع کردن با هیچ چیز غیر همدیگر

Starting with nothing except each other

یک بار دیگر همان کار را با من بکن

Doing that to me one more time

یک تعطیلات اخر هفته عاشقانه و برنامه ریزی نشده

An unplanned romantic weekend

وقتی که از همنشینی هم لذت میبرن

When you like each other s company

کمی نورشمع

A little candlelight

یک راز

A secret

نامه ای طولانی و لطیف

A long tender letter

کسی که برای دیدنش لحظه شماری میکنی

Someone you can t wait to see

ساعت شماری برای دیدن او

Counting the hours till you see her

وقتی کسی تو را بغل میکند

When you get carried away!

وقتی که یک بوسه کافی نیست

When one kiss is never enough

وقتی نمیتوانی به کس دیگری فکر کنی

When you cant think of anyone else

سقوط برای یکدیگر

Falling for each other

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

 

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

 

خسته ام  از این دنیای به ظاهر زیبا

 

  از این مردم که به ظاهر  صادق و با وفا اند 

 

 خسته ام  از دوری  , از درد انتظار از این بیماری نا علاج

 

خسته ام از این همه دروغ  و نیرنگ ... خسته ام 

 

آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش

 

از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام 

 

 پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت

 

در میان دل مردم  نیست همش نیرنگ پیداست

 

دیگر دست محبتی در میان مردم نیست

 

دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست

 

سفره ی دل مردم همش دروغ است

 

به ظاهر پاک و صادقانه    

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

عشق بی حادثه نیست

من خیانت کردم

اگه یادم باشی زود برمیگردم

ای خدایی که برام تو شبا فانوسی

هل می شم وقتی تو مرا می بوسی

تا هستی ترا باور میکنم هر چند دور از منی

غریبانه تر از صداقت در کوچه باغ انتظار قدم نهادم

تا باورم کنی...

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

دیگه تموم شد اون روزا که جز تو تو دلم نبود

مردن و رفتن اون روزا خیانت از سوی تو بود

تموم خاطرات من اشکای چشمای منه

بغض غریبی هنوزم توی نفسهای منه

غریب نوازی میکنی بغضمو ساده میشکنی

تا که می گم زجرم نده حرف از جدائی می زنی

خوب آره من دیونتم این ضربه قلب خستمه

صبر منم حدی داره نا مهربونی بستمه

الهی بعد رفتنم قلب تو آتیش بگیره

الهی نور زندگیت تو شب سردت بمیره

خدا کنه یه بی وفا نمک به زخمات بپاشه

منو پروندی کاش که اون اونی که می خوای نباشه

بره و از تو جداشه

 

غرورم و شکستی و گفتی برو پیشم نمون

باشه میرم از پیش تو اما فقط اینو بدون

اگه میخوای با رفتنت تو اوج غربت بمیرم

بودن من زجرت میده می زارم از اینجا میرم

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

اگه يه روز بري سفر

بري ز پيشم بي‌خبر

اسير روياها مي‌شم... دوباره باز تنها مي‌شم

به شب مي‌گم پيشم بمونه

به باد مي‌گم تا صبح بخونه

بخونه از ديار ياري... چرا مي‌ري تنهام مي‌زاري

اگه فراموشم كني

تَرك آغوشم كني

پرنده دريا مي‌شم... تو چنگ موج رها مي‌شم

به دل مي‌گم خاموش بمونه... مي‌رم كه هر كسي بدونه

مي‌رم به سوي اون دياري... كه توش منو تنها نذاري

اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا كنه

دوباره باز غمت بياد كه منو مبتلا كنه

به دل مي‌گم كاريش نباشه... بذار درد تو دوا شه

بره توي تمومه جونم... كه باز برات آواز بخونم

اگه بازم دلت مي‌خواد يار يك ديگر باشيم

مثال ايومه قديم بشينيم و سحر پاشيم

بايد دلت رنگي بگيره... دوباره آهنگي بگيره

بگيره رنگ اون دياري... كه توش منو تنها نذاري

اگه مي‌خواي پيشم بموني... بيا تا باقي جووني

بيا تا پوست به استخونه...نذار دلم تنها بمونه

بذار شبم رنگي بگيره... دوباره آهنگي بگيره

بگيره رنگ اون دياري... كه توش منو تنها نذاري

 

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه‏ای یك بوسه است

بهترین هدیه پس از یك انتظار

بشنوید از من فقط یك بوسه است


بوسه را تكرار می‏باید نمود

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود

بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب

بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |


ای شب از رويای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن
زر نهادن در کف طرارها


آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دور دست آسمان
جوی خشک سينه ام را آب تو
بستر رگهايم را سيلاب تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه

ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیرهنم
آشنای سبزه واران تنم
آه، ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمين های جنوب
آه، آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سيراب تر
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد

اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
خیره چشمانم به راه بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيرهنم
آه می خواهم که بشکافم ز هم
شادیم یک دم بيالاید به غم
آه، می خواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم های های

اين دل تنگ من و اين دود عود ؟
در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟

ای نگاهت لای لائی سِحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیا های من

ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

  یادش به خیر اولین هدیه ای که به اولین عشقم دادم کتابی از فروغ  فرخ زاد بود.

دنیا خیلی بیرحمه با اینکه با یکی دیگه نامزد کردم اونم شوهر کرده اما یادم میاد

اشک تو چشام جمع میشه مثل الان

عشق فقط عشق اول بهتره بگم دفعات بعد عشق نیست از روی اجباره

خدایا شکرت اما من راضی نیستم

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگن بزرگترا صلاح بچشونو میخوان اما واسه من به قیمت شکستنم تومم شد

خدایا بازم شکرت

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

bestfoto

 

آخرین ستاره بودی تو شب و دلواپسی ها

خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی ها

لحظه هر لحظه پس از تو  شب و گریه در کمینه

تو دیگه برنمیگردی آخر قصه همینه

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

پرسید بخاطر کی زنده هستی؟

با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم

داد بزنم : به خاطر تو

بهش گفتم: بخاطر هیچ کس

پرسید: پس به خاطر چي زنده هستی؟

با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو

با یک بغض غمگین

گفتم : به خاطر هیچ چیز

ازش پرسیدم: تو به خاطر كی زنده هستی؟

در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود 

 

    گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است   

 

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

 

!چشمانت در کهکشان جاریست

و شاعری منجم هر شب

!اشکهایت را رصد میکند

...

لبت که پیراهن میدرد

!...سپیده را سینه چاک

و خورشید تداوم کلام توست

تندیس های یخی ام را با گرمی نجابتت

!فرو ریز

که در این زمهریر ناراستی

تنها تو مانده ای

!...تا بر برودتم بوزی

و تبخیر کنی خواب خاکستری ام را

مهر تو میراثیست

!از آتشکده های فراموش شده

به مهربانی مهرت

!...می ایستم

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

عشق چيزي است كه بيشتر از هر چيز داشتنش را دوست داريم

و بيشتر از هرچيزي دادنش را دوست داريم

و هيچ كس در نمي يابد كه عشق همان چيزي است كه همواره

داده مي شود و پذيرفته نمي شود.


نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
__@@@@@@@@@@@@@@@_
__@@@@@@@@@@@@@@@_
______________________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
_____________________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
_____________________________
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@______
_______________@@@@______
_______________@@@@______
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@______
_______________@@@@______
_______________@@@@______
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@______

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

غار کتله خور در استان زنجان
 غار کتله‌خور که در گویش محلی مردم منطقه به آن کتل کوتول می‌گویند غاری خشکی - آبی است که در ۸۰ کیلومتری جنوب خدابنده و ۵ کیلومتری شهر کوچک گرماب استان زنجان واقع شده است .


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

نوشته شده در 87/07/26ساعت توسط مهدی کریمی| |

زن عشق می كارد و كینه درو می كند.دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی! در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد. او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.... و هر روز او متولد میشود؛عاشق می شود؛مادر می شود؛پیر می شودو میمیرد وقرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند... و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد
نوشته شده در 87/07/17ساعت توسط مهدی کریمی| |

پشتتو نگاه کن ببين دم داري؟؟
.
.
.
نداري؟؟؟
.
.
.
پس خودتي..چون خر ما از کرگي دم نداشت!


از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا
ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده


غضنفر رفت پليس مخفي شد20 ساله كه ازش خبري نيست!!


ميدوني بعضي شبا چرا زود صبح ميشه؟ چون خورشيد هم دلش برات تنگ ميشه



مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني
اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي



بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود
فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست



قلبم مال تو،مواظب باش از دستت نيفته ... نه بخاطر اينكه قلبه منه ....به خاطر
اينكه تو توشي



دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها که بدست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت
تراست. لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باشيد



مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در
خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد! (پاي درد دل نوزاد)



به غضنفر مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو
اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. . . !!!!


 
غضنفر از پدرش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ پدره ميزنه پس گردنش و
ميگه: آخه نفهم، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني



یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و
خوشگل نصیب مادرم کن


0(’_')0
0(’_')0
0(’_')0
0(’_')0
~(-_-)~
0(’_')0
0(’_')0
0(’_')0
.
.
.
اگه گفتي كدوم منم ، ‌اون طفلك چشم و گوش بسته !


 میدونی فرق تو با فندق چیه؟ فندق یه مغز کوچولو داره ولی تو اونم نداری!


اون چیه که از گل بهتره؟ از حوری قشنگ تره؟ از دنیا با ارزش تره؟ از فرشته پاک تره؟
. . . واقعا که!!! تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟


یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته
پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که
بیام بوست کنم



اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون یه دل دارم پر از خون عشقم رفته
هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بذار بچگی تا
آخر زندگی آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد !!

 

امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !
کسی که خوابه را می شه بیدار کرد ولی کسی که خودش را بخواب زده را نه


 

کاش در کتاب قطور زندگی ، سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی



الهی من خورشید بشم تو ماه.......که تا قیامت ریختتو نبینم



غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!



غضنفر زنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ می گن بله... می گه من
امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید.


ببخشید از فدراسیون تکواندو مزاحمتون میشم، میشه جفت پا برم تو قلبتون


 

به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه
اش رو زياد کنن بهتر مي شه



مناجات غضنفر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک
کشور برگزار کن



به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید
گردید
 

کاش در این رمضان لایق دیدار شويم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شويم



به غضنفر مي گن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
 

غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره

 

جویند همه هلال و من ابرویت
گیرند همه روزه و من گیسویت
از جمله این 12 ماه تمام
یک ماه مبارک است، آن هم رویت


ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخت گاز داری میری خونه مبارک باد.
*جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید*


امام صادق(ع):
خواب روزه دار عبادت،
خاموشی او تسبیح،
عمل وی پذیرفته شده
و دعای او مستجاب است.
حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.


استشمام عطر خوشبوی رمضان از پنجره ملکوتی شعبان گوارای وجودتان باد.


 

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت توسط مهدی کریمی| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ