سلام دوستان خیلی حالم خرابه خیلی داغونم  بدجوری گیجم منگم نمیدونم چه بلای سرم اومده اما یه حرفی مثل پتک خورده تو سرم از دیشب تا حالا دارم گریه میکنم هر کاری میکنم آروم نمیشم دارم دیوونه میشم امروز از سردرد میخواستم سرمو بکوبم تو دیوار یکی از دوستام جلومو گرفت فقط برام دعا کنید که خدا بهم بازم صبرو طاقت بده واقعاً له شدم داغون شیکستم ازم هیچی جز یه خاکستر نمونده دعام کنید بگید که خدا بازم با هام حرف بزنه ...............................ای خدا ای خدا جون کمکم کن .................کمک....

 

اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناهه دل بی کسم بود

تنهام گذاشتو رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه ی عشق واسم میخونه

خیال میکردم یه هم زبونه

نمی دونستم نامهربونه

با اینکه رفته  اما هنوزم

از داغ عشقش دارم میسوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هر جا که میرم جلو چشامه

دلم میخواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرحم بذارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمی تونم من طاقت بیارم